تبليغاتX
اموزش و سرگرمی
طرح موضوعات آموزشی و سرگرمی

اصطلاحات رایج در منوجان

چپت : دمپایی   capat                                                     کچو : النگو   kaco

گلیف : دیگ glif                                                           شهین : پیراهن sahin

خالو : دایی xal                                                                 باوا : پدر bava  

مو: مادر mou                                                                  خوه : خواهر xouh

برار : برادر brar                                                            چوک : جوجه cok

گوزیک : زنبور gowzik                                                چگوک : گجشک  cowgouk

بایی : پدر بزرگ baye                                                    مهی : عمه mahe

پیچوک : پیشانی picok                                                  گجک( چوری) : بچه gouce

گلوپ : لامپ golop                                                      تلو ( گزر ) : بزرگ telow

گروگ : عروس gourog                                                پلگ : خاک polg

مگ: نخل mog                                                               مجمع : سینی mag ma

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 4:6 بعد از ظهر | لینک  | 

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه

سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که

برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد

که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم

(هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم!)

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

و… بسیار سخت است … پدرم روزت مبارک . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را

خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . .

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 5:9 بعد از ظهر | لینک  | 

پسر بازیگوش (یک داستان کوتاه انگلیسی به همراه ترجمه)

Peter was eight and a half years old, and he went to a school near his house. He always went there and came home on foot, and he usually got back on time, but last Friday he came home from school late. His mother was in the kitchen, and she saw him and said to him, "Why are you late today, Peter  

 

"My teacher was angry and sent me to the headmaster after our lessons," Peter answered

 

?""To the headmaster?" his mother said. "Why did she send you to him  

 

"Because she asked a question in the class; Peter said, "and none of the children gave her the answer except me."

 

His mother was angry. "But why did the teacher send you to the headmaster then? Why didn"t she send all the other stupid children?" she asked Peter  

 

."Because her question was, "Who put glue on my chair?" Peter said

          

 

پیتر هشت سال و نیمش بود و به یک مدرسه در نزدیکی خونشون می‌رفت. او همیشه پیاده به آن جا می‌رفت و بر می‌گشت، و همیشه به موقع برمی‌گشت، اما جمعه‌ی قبل از مدرسه دیر به خانه آمد. مادرش در آشپزخانه بود،‌ و وقتی او (پیتر) را دید ازش پرسید «پیتر، چرا امروز دیر آمدی»؟ 

پیتر گفت: معلم عصبانی بود و بعد از درس مرا به پیش مدیر فرستاد.

مادرش گفت: پیش مدیر؟ چرا تو را پیش او فرستاد؟

پیتر گفت: برای اینکه او در کلاس یک سوال پرسید و هیچکس به غیر از من به سوال او جواب نداد.

مادرش عصبانی بود و از پیتر پرسید: در آن صورت چرا تو را پیش مدیر فرستاد؟ چرا بقیه‌ی بچه‌های احمق رو نفرستاد؟

پیتر گفت: برای اینکه سوالش این بود «چه کسی روی صندلی من چسب گذاشته؟»

 

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 8:4 بعد از ظهر | لینک  | 

چگونه خدا را به كودكان معرفی كنیم؟

خانه اولین مدرسه كودك و والدین اولین معلمان اویند. چیزهایی كه كودكان از والدین خود می آموزند، در تمام مراحل زندگی با آنان خواهد بود پس اگر به عنوان آموزگاران «ایمان» همواره این تأثیر شگفت را در نظر داشته باشید، متوجه مسؤولیت بزرگ خود می شوید.در این زمینه، پرسشهایی كه كودكان درباره خدا می پرسند، با وجود سادگی، بسیار زیبا و لطیف هستند. شما به عنوان پدر یا مادر چگونه به سؤالهایی كه كودكتان از شما می پرسد، پاسخ می دهید؟ آیا از كنار آنها می گذرید؟ یا پاسخ آنان را به بعد موكول می كنید؟ یا از سر مسؤولیت پذیری، پاسخهایی از سر ناچاری به او می دهید كه با شرایط سنی و ذهنی كودكتان تناسبی ندارند؟

ناگفته نماند كه پرسش درباره خدا، یكی از دغدغه های بشر از سنین كودكی تا بزرگسالی است و پاسخ به آن نه تنها یك ضرورت است، بلكه نقش مؤثری در رشد شخصیت و رفتار فردی و اجتماعی افراد دارد.

صحبت درباره خدا و عظمت و جلالش، به انسان احساس آرامش و امنیت می دهد و به ما یادآوری می كند كه تنها اوست كه جاوید است و بقیه همه فانی اند.

به گفته كارشناسان بذر «ایمان» در سالهای اولیه زندگی فرد كاشته می شود، گر چه هر كودكی شخصیت ویژه ای دارد و راه خاص خودش را به سوی رشد می پیماید، اما الگوهای مشتركی نیز در زمینه های گوناگون از جمله رشد ایمان، با كودكان دیگر دارد. این خصوصیات و ویژگیهای مشترك تا پنج سالگی در مورد تمامی كودكان صدق می كند.

* درك كودكان و نوجوانان از مفهوم خدا

مسلم گریوانی، دانش پژوه رشته كلام و فلسفه در این باره می گوید: درك كودكان 3 تا 6 ساله از خدا محدود است. به همین دلیل كودك تا 6 سالگی تصوری انسانی از خدا دارد.

به گفته وی، طبق یك نظرسنجی علمی، كودكان در این سن و سال درباره این كه خدا چیست یا چه شكلی است و كجاست؟ درك درستی ندارند. به طوری كه بسیاری از كودكان ادعا كردند؛ خدا را می توان دید، ولی كسانی كه دیدن خدا را رد كردند، دلیل خود را دوری خود از او و اینكه خدا در آسمانهاست، می دانستند. وقتی از آنها پرسیده شد: «آیا خدا را با یك دوربین قوی می توان دید؟» بیش از نیمی از كودكان شركت كننده در آزمون پاسخ مثبت دادند و 90 درصد آنان گفتند خداوند در همه جا حضور دارد.

* كودكان 6 تا 9 ساله از خدا چه تصوری دارند؟

به گفته همین مدرس مسایل مذهبی، تصور خردسالان 7 تا 9 ساله از خداوند بسیار خام، مادی و شبیه به یك انسان است. آنان معتقدند وی با صدایی شبیه به ما سخن می گوید، در بهشتی سكونت دارد كه در آسمانها قرار دارد، به صورت یك انسان به زمین آمده تا به مشكلات ما رسیدگی كند. اما كودكان 9 ساله تصورشان از خداوند بیشتر به انسانی فوق العاده می ماند كه برخوردار از قدرتی سحرآمیز است. او هم با صدایی همانند ما سخن می گوید.

گریوانی در ادامه افزود: در مجموع، كودكان در سنین 6 تا 9 سالگی می كوشند تا خدا را متفاوت از انسان بیان كنند. همچنین برخی از آنان خدا را موجودی نامریی و به صورت شعله آتش یا نور تصور می كنند، ولی هنوز اعتقاد به دیده شدن خدا در اذهان آنان وجود دارد.

از سوی دیگر، در پژوهشی كه چند سال پیش توسط دكتر عزت ا... نادری و دكتر مریم سیف نراقی، استادان دانشگاه در همین زمینه انجام گرفته، مشخص شده است، درصد پاسخهای نمی دانم یا بدون واكنش كودكان 6 تا 9 سال نسبت به كودكان 3 تا 6 سال كمتر است. اما پاسخهای این مقطع سنی نیز ناتوانی آنان را در درك مفهوم انتزاعی نظیر «خدا» روشن می كند و به عبارتی مادی بودن تصور آنان را از پروردگار می رساند، به طوری كه 87 درصد از كودكان این مقطع سنی به سؤال «آیا خدا همه جا هست؟» پاسخ مثبت دادند و 54 درصدشان به سؤال «آیا خدا در جاهای خاص نیز هست؟» پاسخ منفی دادند.

* تصور كودكان 9 تا 13 سال از پروردگار

گریوانی معتقد است: پاسخ كودكان در این مقطع سنی از نظر كمی و كیفی نشان دهنده توانمندی ذهنی و عبور آنان از تصویر فوق انسانی به تصویر فوق طبیعی درباره خدا است؛ زیرا كودكان در این دوره زندگی معتقدند خدا در همه جا - حتی در جاهای خاصی كه گروه سنی پایین تر منكر آن بودند- وجود دارد و می گویند خدا با چشم مسلح نیز دیده نمی شود. اما تعداد كمی از آنان همچنان خدا را به چیزهایی از قبیل نور، ابر، فرشته و... تشبیه می كنند، ولی در مجموع این كودكان خدا را آفریننده جهان می دانند و به برخی از صفات برجسته اش مثل، دانا، توانا، قادر، بینا، شنوا و آگاه به تمام امور، اشاره می كنند.

بررسیهای انجام شده توسط نادری و سیف نراقی نیز مؤید همین نظر است؛ زیرا پاسخهای كودكان 9 تا 13 سال از نظر كمی و كیفی نسبت به مقاطع سنی پایین تر متفاوت است؛ به طوری كه 68 درصد آنان به آفریننده بودن، خالق بودن و دیگر صفات برجسته و خاص خداوند اشاره داشته اند و اكثریتشان به اینكه خداوند در همه جا هست، حتی در جاهای خاص معتقد بوده اند.

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 8:2 بعد از ظهر | لینک  | 

Love is afraid of losing you .
عشق یعنی ترس از دست دادن تو .
 
 ************ ************ 

Life without love is none sense and goodness without
Love is impossible .
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن .
 
 ************ ************* 

Love is something silent, but it can be louder than anything
When it talks .
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
 
 ************ ************* 
 

Love is when you find yourself spending every wish on him .
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی ..
 
 ************ ************* 

Love is flower that is made to bloom by two gardeners .
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند .
 
 ************  ************* 

Love is like a flower which blossoms with trust .
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید .
 
  ************ *************

Love is Wide Ocean that joins two shores .
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند می دهد.
 
 ************ ************* 

No matter what the question is love is the answer .
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد .
 
 ************ ************* 

When you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough .
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست .
 
 ************ ************* 

Love is the one thing that still stands when all else has fallen .
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند .
 
 ************ ************* 

Love is like the air we breathe it may not always be seen,
but it is always felt and used and we will die without it ...
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد ...
 
 ************ ************  


Love is totally forgetting you to someone that is always
Remembering you at all times .
عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال شما را به یاد دارد .

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 8:56 بعد از ظهر | لینک  | 

 

جملاتی از آلبرت انیشتین:

* اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یك میلیونیوم معده‌شان بود، اكنون كره زمین تعریف دیگری داشت.

* اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.

* تا زمانی كه حتی یك كودك ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ كشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.

* تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.

* سعی نكن انسان موفقی باشی، بلكه سعی كن انسان ارزشمندی باشی.

* سخت‌ترین كار در دنیا درك فلسفهٔ مالیات بر درآمد است.

* سه قدرت بر جهان حكومت می‌كند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.

* علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.

* متوجه هستید كه تلگراف سیمی به‌نوعی یك گربهٔ بسیار بسیار درازی است كه وقتی دم‌اش را در نیویورك می‌كشید، سرش در لوس‌آنجلس میومیو می‌كند. این را می‌فهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شكل كار می‌كند؛ شما پیام‌هایی را از اینجا می‌فرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان می‌كنند. تنها تفاوت در این است كه دیگر گربه‌ای وجود ندارد.

* مسائلی كه بدلیل سطح فعلی تفكر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفكر حل گردند.

* من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یك پدیدهٔ نسبی است.

* مهم آن است كه هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.

* هیچ كاری برای انسان سخت‌تر از فكركردن نیست.

* دین بدون علم كور است و علم بدون دین لنگ است.

* در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط كوچكی كه در نظرما مستقیم جلوه میكند در فضا امتداد یابد خواهیم دید كه منحنی است.

* به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.

* به‌سختی میتوان در بین مغزهای متفكر جهان كسی را یافت كه دارای یك‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یك شخص عادی فرق دارد.

* خدا، شیر یا خط؟ نمی‌كند.

* نگران مشكلاتی كه در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم كه مشكلات من در این زمینه عظیم‌تر است.

* همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریكی‌ای كه این دایره را احاطه می‌كند نیز گسترده می‌شود.

* یك فرد باهوش یك مسئله را حل می‌كند اما یك فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌كند.

* در دنیایی كه دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟

* از وقتی كه ریاضی‌دانان از سرو كول «نظریه نسبیت بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم.

* دوچیز بی‌پایان هستند: اول كیهان، دوم نادانی بشر، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.

* من نمیدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یك‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.
نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 8:52 بعد از ظهر | لینک  | 

آبدارچی شرکت مایکروسافت

مرد بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید. آدرس ایمیل تان را بدهید تا فرم های استخدام را برای شما ارسال کنم.مرد جواب داد : متاسفانه من کامپیوتر شخصی و ایمیل ندارم.رئیس گفت امروزه کسی که ایمیل ندارد وجود خارجی ندارد و چنین کسی نیازی هم به شغل ندارد.

مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه انداخت.

او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت مایکروسافت بودم.

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 8:37 بعد از ظهر | لینک  | 

مقدمه
انسان تشنۀ محبت است و محبت حيات بخش دلهاست. هر کسي که خود را دوست دارد، مي¬خواهد محبوب ديگران نيز باشد احساس محبوبيت دل را شادمان مي¬گرداند.
محبت مفهومي است که بطور دو جانبه بررفتار مربي و متربي اثر مي¬گذارد. تا فردي کسي را دوست نداشته باشد، چگونه مي¬تواند او را تربيت کند. اصولاً نقش محبت در تربيت نقش کليدي است. از مهم¬ترين امور در تربيت و در برقراري ارتباط مؤثر بين مربي و متربي به شمار مي¬رود و بهترين نوع رابطه رابطه¬اي است که بر اساس محبت باشد؛ زيرا چنين رابطۀ طبيعي است و رابطه بر اساس زور و خشونت و هر رابطه ديگر غير طبيعي خواهد بود.
از مهمترين نياز¬هاي رواني کودکان برخورداري از محبت است. از آنجا که والدين، نخستين سرپرست فرزند است، لازم است به اين نياز فرزند توجه خاص داشته باشد و بدانند پاسخ¬گویي صحيح به اين نياز، اساس و پايه تربيت او را تشکيل مي¬دهد؛ زيرا ارضاي اين نياز، موجب آرامش رواني، امنيت خاطر، اعتماد به نفس، اعتماد به والدين و حتي سلامت جسمي او مي¬شود.
پيامبر اکرم(ص) مي¬فرمايد: «اُِِکثرو من قُبلة اولادکم فان لکم بکل قُبلة درجة في الجنة»
فرزندان خود را بسيار ببوسيد؛ زيرا با هر بوسه اي، براي شما درجه¬اي در بهشت فراهم مي¬شود.
بنا براين، اساس کار والدين که با فرزندان سروکار دارند، بايد لطف و رحمت و ابراز محبت نسبت به آنان باشد. در غير اين صورت نمي¬توانند ارتباط مناسبي که بستر رشد و تکامل است با فرزندان برقرار کنند و آنها را درست تربيت کنند. حتي بالاتر اين که برخورد خشک، خشن و تند موجب فروپاشي روحي و رواني و انحرافات اجتماعي خواهد شد.
ضرورت و اهميت محبت
محبت عامل پيوند و ايجاد همبستگي بين افراد است و اگر آن نبود الفت و انسي در بين انسانها نبود، هيچ فردي بار مسئوليت و زندگي ديگري را به عهده نمي¬گرفت، هيچ تعادل و ايثاري پديد نمي¬آمد.
اعمال محبت براي همه انسان¬ها، مخصوصاً در محيط تعليم و تربيت امر ضروري است چرا که محبت عاملي براي سلامت جسم و روان است و سبب شفاي فرد از نابسامانيهاي رفتاري اخلاقي و روشي براي غني ساختن روابط انساني و سلامت برخوردهاست.
خداوند در موارد بسياري در قرآن از محبت خويش ياد کرده است.
«فان الله يحب المتقين»(آل عمران، 3/ 76)؛ (زيرا) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد.
«و الله يحب المحسنين» (آل عمران، 3/ 138)؛ و خداوند نيکوکاران را دوست مي¬دارد.
زبان ارتباط با انسان¬ها، به ويژه کودکان، زبان محبت است و با خشونت و بي محبتي نمي¬توان کسي را تربيت کرد.
اهميت روش محبت از اين جهت است که محبت اطاعت¬آور است و سبب همراهي مي¬شود.
پيامبر اسلام فرموده است: «والمرء مع من أحب» انسان با کسي همراه است که او را دوست مي¬دارد.
ميان محبت و اطاعت رابطه معيت وجود دارد، با ظهور محبت، اطاعت و همرنگي پيدا مي¬شود وقتي محبت والدين در دل فرزند بنشيند فرزند مطيع و پيرو آنها مي¬شود و از وظايف و تکاليفي که بر عهده او مي¬گذارند سرپيچي نمي¬کند.
محبت عامل مهم در سلامت روحي و اعتدال رواني فرزندان است. استواري شخصيت و سلامت رفتار آنان تا اندازه¬اي زياد به محبتي بستگي دارد که در دوره تربيت ديده اند. محيط خانواده آکنده از محبت، سبب تلطيف عواطف و رشد فضايل در فرزندان مي¬شود، فرزنداني که در محيطي با محبت پرورش مي¬يابند، به ارجمندي مي¬رسند و بهتر مي¬آموزند و ديگران را دوست مي¬دارند و در اجتماع رفتار انساني دارند. با گرماي محبت است که زندگي معنا مي¬يابد و چراغ استعدادهاي فرزندان شعله ور مي¬شود انگيزه تلاش و خلاقيت آنان فراهم مي¬گردد.
محبت به کودکان و نوجوانان يک شيوه¬اي اصيل انساني و اسلامي است پيامبر بزرگ اسلام، بچه¬ها را خيلي دوست مي¬داشت و به آنها مهر مي¬ورزيد و همواره مي¬فرمود: «احبوا الصبيان و ارحموهم» کودکان را دوست بداريد و با آنها رحيم و مهربان باشيد.
والدين بايد بطور قلبي و با رفتار خود به فرزندانشان نشان دهند که آنها را دوست مي¬دارند، اين رفتار سبب واکنش مثبت فرزندان مي¬شود و با اندکي بردباري نتايج پرباري را در بر خواهد داشت.
والدين مي¬خواهند در فرزندان تغيير به وجود بياورند، شخصيت آنها را شکل دهد و اعتقادات ويژه¬اي در ذهن آنان بپرورانند، چگونه مي¬شود بدون محبت و دوستي، ذهن فرزندان را به سوي تغيير در جهت مورد نظر آماده ساخت و بسوي رشد و کمال سوق داد؟
نياز کودکان به محبت
«انسان به فطرت خود نيازمند محبت است و با هيچ چيزي چون محبت نمي¬تواند آدمي را متحول ساخت و او را به سوي کمال سير داد. محبت سرمنشأ تربيت نفس¬ها و نرم شدن دل¬هاي سخت است، زيرا با هيچ چيز ديگر مانند محبت نمي¬تواند در دل آدميان راه برد و دل ايشان را به دست آورد و آنان را از سرکشي و نادرستي و پليدي باز داشت و به بندگي و راستي و درستي وا داشت.»
کودکان و نوجوانان حتي بزرگسالان به محبت نياز دارند و اين به علت انس، احتياج و ضعف و ناتواني فرد است. محبت در تعليم و تربيت کودکان فوق العاده ضروري است، اگر آنان از والدين خود محبت ببينند از مقداري از ناسازگاري¬هاي خود دست برمي¬دارند. روان شناسان حتي ريشه بسياري از انحرافات و کجروي¬ها را در کمبود محبت مي¬دانند و معتقدند مادام که اين نارسايي و کمبود در آنان جبران نشود امکان اصلاح در آنها نخواهد بود.
کودکان و نوجوانان بيش از بزرگان به محبت احتياج دارند. آنان همان طوري که غذا مي¬خواهند، به محبت و نوازش نيز نيازمند هستند. در پرتو محبت مي¬توان احساسات و عواطف کودکان و نوجوانان را به خوبي پرورش داد و از او انسان شايسته ساخت. مربي نمي¬تواند بدون تأمين اين نياز با متربي رابطه برقرار کند و پيام تربيتي خود را به او برساند. ابتدا بايد قلب متربي را فتح کرد و بعد بر عقل و انديشه او تأثير گذاشت. تا زماني که متربي محب مربي نباشد، مستمع او نخواهد بود.
انسان اسير محبت و محکوم آن است تا جايي که گفته اند: «الإنسان عبيد الاحسان» احسان و اظهار محبت و دوستي مي¬تواند انسان را تا سرحد بندگي به پيش ببرد.
پروردگار جهان بندگانش را دوست مي¬دارد و دوستي او عامل رشد و تربيت آنان است و پليدي¬ها را از روح و روان آنان مي¬زدايد. در قرآن کريم بارها از محبت خداوند به بندگانش ياد شده است خداوند به عنوان مربي به حضرت موسي(ع) مي¬فرمايد:
«وألقيت عليک محبه مني و لتصنع علي عيني» (سورۀ طه/39) و من محبتي از خودم را بر تو افگندم تا در برابر ديدگان من، ساخته شوي.
امام صادق (ع) مي¬فرمايد: محبت خداوند اين چنين بر شخصيت آدمي تأثير مي¬گذارد «إذا أحب الله عبدا ألهمه الطاعه و الزمه القناعه و فقهه في الدين»
زماني خداوند بنده¬اش را دوست بدارد:
1ـ اطاعت و فرمان پذيري را به وي الهام مي¬کند.
2ـ قناعت را در وي پرورش مي¬دهد.
3ـ بينش عميق ديني را در وي افزايش مي¬دهد.
والدين که بتوانند بين خود و فرزندانش پل دوستي برقرار سازند و با آنان صميمي گشته و برخوردي سرشار از شادي و اميد، محبت و بزرگواري داشته باشد، موفق¬اند است. اين شيوه در تربيت آنان تأثير فراواني خواهد داشت.
امام صادق(ع) فرموده است: «قال موسي(ع) يا رب اي الاعمال افضل عندک؟ قال: حب الاطفال فاني فطرتهم علي توحيدي» حضرت موسي عرض کرد چه اعمالي نزد تو برتر است؟
فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زيرا من آنان را بر فطرت يگانه ام آفريدم.
پيغمبر اکرم(ص) فرمود: «ليس منا من لم يرحم صغيرنا و لم يوقر کبيرنا» کسي که به کودکان مهرباني و به بزرگسالان احترام نکند از ما نيست.
مؤثرترين و کارآمدترين روش در تربيت استفاده از محبت است. محبت جاذبه مي¬آفريند و انگيزه خلق مي¬کند، انسان¬هاي پرطلاطم و مخرب را آرامش مي¬بخشد و فرزندان نابهنجار و ناسازگار با محيط خانواده و اجتماع را آرام مي¬کند. فرزندان قبل از اين که در محيط خانواده به قانون و مقررات و... نيازمند باشند به مهر و محبت نيازمندند و سعادت و سلامت روحي آنها هنگام تأمين مي¬شود که محيط خانواده کانون عواطف، مهر، محبت، انس و الفت باشد، اگر پدر و مادر نتوانند به اين نياز مهم فرزند پاسخ دهند، احساس کم بيني در آنها رشد نموده و در آينده به انحرافات فردي و اجتماعي کشانده خواهد شد.
محيط خانواده بايد سرشار از محبت باشد تا فرزند در پرتو حرارت و گرمي آن به تلاش و کوشش بپردازد. محبت بسياري از مشکلات بر سر راه تعليم و تربيت را از بين مي¬برد، به خصوص کار فکري و فرهنگي نياز به محبت دارد. کاري که يک لبخند ساده انجام مي¬دهد، از تندي و خشونت ساخته نيست.
به قول علامه سيد اسماعيل بلخي:
دل که در وي عشق نبود حفرۀ تنگ است و بس
بي محبت يک جهان هم يک نفس تنگ است و بس
مولوي نيز مي¬گويد:
از محبت تلخها شيرين شود
از محبت مسها زرين شود
از محبت خارها گل مي¬شود
از محبت سرکه هامل مي¬شود
از محبت مرده زنده مي¬شود
وز محبت شاه بنده مي¬شود
برخي گمان مي¬کنند که بايد ديواري از ترس و وحشت بين مربي و متربي باشد تا تربيت جامه عمل بپوشد ولي غافل از اين که اگر ترس و وحشت بتواند به طور موقت سرپوش بر صفتهاي ناهنجار بگذارد تا وقتي اين اثر است که عامل ترس و وحشت نيز موجود باشد ولي به محض برطرف شدن آن، صفتهاي زشت با قدرت هرچه بيشتر که حاصل سرکوبي و انباشته شدن آن است خود را نشان خواهد داد.
ابراز محبت
يکي از نکات مهم در مسأله محبت به فرزند اين است که والدين تنها به محبت دروني اکتفا نکنند؛ زيرا محبت وقتي از راهکارهاي مؤثر در تربيت خواهد بود که والدين آن را ابراز و اظهار و فرزند را از محبت خود آگاه سازند و گرنه اصل محبت داشتن تنها براي محبت کننده مفید مي¬باشد نه براي محبت شونده. ابراز محبت، نکته¬اي است که معصومين عليهم السلام به آن سفارش و تأکيد زيادي کرده اند:
پيامبر اسلام(ص) مي¬فرمايد: «إذا احب أحدکم أخاه فليعلمه فانه أصلح لذات البين»
هرگاه يکي از شما برادرش را دوست داشت، اين دوستي را به اطلاع او برساند که اين کار براي دوستي و رابطه بين شما بهتر است.
روزي مردي در حضور امام باقر(ع) اظهار داشت:
«إني لأحب هذالرجل فقال له ابوجعفر(ع) فأعلمه فانه أبقي للمودته و خير في الالفه»
من فلاني را دوست دارم، امام فرمود: دوستي خود را به او اعلام کن، چرا که اين عمل در استحکام روابط شما تأثير ¬بسزايي دارد.
بنابراين پدر و مادر بايد با شيوه¬هاي مختلف، محبت خود را به فرزندان ابراز نمايند، محبت قلبي کافي نيست.
والدين کاردان و آگاه کسي است که مراتب دوست داشتن خود را به شکل مقتضي و قابل درک به فرزندان خود نشان دهند. وقتي فرزندان احساس کردند که والدين آنان را دوست مي¬دارند و به سرنوشت آنان علاقمندند و براي رشد و شکوفايي آنها مي¬کوشند و در راه خير و تربيت آنها از هيچ کوششي دريغ نمي¬ورزند، آنها نيز والدين خود را دوست مي¬دارند و تحت تأثير تربيت والدين خود قرار مي¬گيرند.
افراط و تفريط در محبت
روش محبت در تربيت زماني مفيد و کارساز خواهد بود که از اعتدال خارج نگردد و به افراط و تفريط کشيده نشود. کمبود محبت به سوي ناتواني و ناسالمي و ناهنجاري¬هاي رفتاري سوق مي¬دهد. محبتي که باعث رشد و شکوفايي فرزندان مي¬شود، محبتي است که معتدل و راستين و به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال، وضع و حال فرزندان باشد.
«محبت در پرورش روح و روان کودکان همانند غذا براي پرورش جسم ضروري است. همان طوري که کمبود و يا زياده روي در غذا موجب عوارض نامطلوبي در جسم مي¬گردد، کمبود يا زياده روي در محبت، موجب اختلالاتي در روان کودکان خواهد شد»
اگر در گذشته براي تربيت کودکان و نوجوانان از روشهاي نادرست تربيتي همچون برخورد تحقيرآميز و وادار کردن آنها به کارهاي سخت، ناسزاگويي و ضرب و شتم در يک کلام بها ندادن به درک و شخصيت آنها، اعمال مي¬شد و عوارضي چون تندخويي و اضطراب، بدبيني، کينه توزي، خشونت، بذهکاري و ارتکاب جنايات را در پي داشت، امروزه در سايۀ پيشرفت علوم و پديد آمدن علم روان شناسي و روان کاوي و تحقيق در روش¬هاي تربيت کودکان و نوجوانان تلاش بر اين است تا با ارتباطات مهرآميز و مبتني بر محبت شاهد اين امور ناهنجار و ناپسند نباشيم. ولي والدين با افراط و دور شدن از حد اعتدال، با محبت و نوازش¬هاي غير واقع بينانه موجبات خصلت¬هاي ناپسند ديگري را در فرزندان فراهم مي¬کنند که حاصل روش نادرست آنان، افرادي پرتوقع، از خود راضي، ضعيف و زود رنجند که در برخورد با کمترين ناملايمات و مشکلات زندگي دچار يأس، عقده حقارت، ناراحتي¬هاي رواني و فشار شديد روحي گشته نهايتاً در زندگي تحصيلي و اجتماعي شکست خواهند خورد.
بنابراين والدين بايد فرزندان خود را صميمانه دوست بدارند، ولي با چشم واقع بين، عيبها و صفتهاي ناپسند آنها را نيز ببينند و خردمندانه، آنها را اصلاح کنند. اگر ارضاي غرايز و تمايلات طبيعي و ابراز علاقه و محبت امري است لازم، ولي بکارگيري درست و اعمال منطقي آن نيز مسأله¬اي است ضروري. تسليم شدن بي قيد و شرط در مقابل خواسته¬هاي نيک و بد کودکان و نوجوانان، مهرورزي به جاي تنبيه و توبيخ بجا نه تنها نتيجه مطلوب تربيتي ندارد، بلکه در شخصيت آنان لطمه جبران ناپذيري خواهد زد.
برابري در محبت
از نکات قابل توجهي که وجود دارد رعايت عدالت و مساوات مهر و محبت در بين فرزندان است. پدر و مادر بايد در محبت و عطوفت نسبت به کودکان هيچ گونه تبعيضي را بکار نبرد؛ زيرا اين کار به طور قهري موجب مي¬شود که احترام متقابل از ميان برود و به دل زدگي فرزند از محيط خانواده منجر گردد.
سيرۀ معصومين(ع) در اين زمينه بيانگر رعايت مساوات بين فرزندان و تفاوت نگذاشتن بين آنها، به ويژه در ابراز محبت است.
«پيامبر اکرم(ص) در حال سخن گفتن با ياران خود بود. کودکي وارد شد و به سوي پدر خويش که در کنار جمعيت بود، رفت. پدر دستي بر سر او کشيد و او را بر زانوي راست خود نهاد. اندکي بعد دختر آن مرد وارد شده و نزد پدر رفت. پدر دستي بر سر او کشيد و او را در کنار خويش بر زمين نشاند. پيامبر(ص) که برخورد دوگانۀ پدر را مشاهده کرد، فرمود: چرا او را بر زانوي ديگري خود ننشاندي؟ پدر او را بر زانوي خود نهاد. در اين هنگام پيامبر(ص) فرمود: اکنون عدالت را رعايت کردي.» و نيز رسول الله فرمود: «اعدلوا بين أبنائکم کما تحبون أن يعدلوا بينکم في البر و اللطف.» بين فرزندان به عدالت رفتار کنيد، چنان که دوست داريد در نيکي و محبت به شما به مساوات رفتار کنند.
بنابراين رعايت مساوات بين فرزندان، از نکات ضروري در تربيت آنهاست و رعايت نکردن آن آثار زيانباري بر جاي مي¬گذارد.
فوايد و آثار محبت
محبت به فرزندان داراي آثار خوب و فوايد و يادي است که برخي آنها عبارتند از:
1ـ محبت عامل شادابي و نشاط است. والدين هرچه به فرزند بيشتر محبت کند به شادماني خاطر او بيشتر مدد رسانده و او را بيشتر دلخوش ساخته است.
2ـ فرزند از اين طريق شيوه محبت به ديگران را ياد مي¬گيرد. فرزندي که مورد محبت واقع نشود، علاوه بر اين که دچار اختلالات جسمي، روحي و رواني خواهد شد، در يادگيري محبت نيز دچار مشکل مي¬شود و در آينده در محبت به ديگران نيز ناتوان خواهد بود.
3ـ زمينه اعتماد به نفس است. فرزندي که استقلال و اعتماد به نفس داشته باشد، براي حل مشکلات در انتظار ديگران نمي¬نشيند بلکه با همت عالي و اراده آهنين، وارد ميدان عمل مي¬شود و تا به هدف نرسد، دست از کوشش و فعاليت بر نمي¬دارد.
4ـ از انگيزه¬هاي قوي فعاليت فرزندان است فرزندي که محبت مي¬بيند بيشتر و زيادتر تن به کار مي¬دهد و عرصه تلاش، تحصيل و رشد را زيباتر مي¬بيند.
5 ـ با محبت به فرزند مي¬توان علاقه او را به خود جلب کرد و در نتيجه فرزند به والدين خود اعتماد و اطمينان مي¬کند و با او ارتباط برقرار مي¬کند و از آنها حرف شنوي دارد و از اين طريق زمينه تربيت فراهم خواهد شد؛ زيرا اصولاً انسانها به ويژه کودکان و نوجوانان سر در گرو محبت دارند و محبت کننده خود را دوست دارند و مطيع فرمان او هستند.
حضرت علي(ع) در اين زمينه مي¬فرمايد: «قلوب الرجال وحشيه فمن تألفها أقبلت عليه» قلبهاي انسانها وحشي است هر کس به آنها محبت کند به او روي خواهند آورد.
نتیجه:
والدين که به فرزندانش محبت بورزند آنان به سخنان آنها با توجه بيشتري گوش فرا مي¬دهند. والدين از طريق محبت مي¬توانند با فرزندان ارتباط عاطفي و صميمي برقرار کنند و آنها را به کارهاي مطلوب و انجام دادن عمل نيک وادار نموده و از کارهاي ناشايست باز دارند و اين خود گامي در راه وصول به کمال و تربيت مطلوب است.
نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 8:2 بعد از ظهر | لینک  | 

سلام

من  دانشجوی رشته آموزش ابتدایی هستم که این وبلاگ رو ساختم برای علاقمندان به مقاله های پژوهشی و علمی و سرگرمی

امیدوارم که خوشتون بیاد و من رو از نظرهای خوبتون محروم نکنید .

نوشته شده توسط عباس خاکساری  در ساعت 7:37 بعد از ظهر | لینک  |